سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

ستیز ، تدبیر را باطل کند . [نهج البلاغه]

زر بافت
یکشنبه 86/3/27 ::  ساعت 7:13 عصر

از جشن خداحافظی بچه های highschool برمیگشتیم. همه همدیگه رو بغل میکردن و گریه میکردن...هوا بارونی بود و جاده درست مثل جاده ی تبریز به گیلان شده بود.چقدر دلم واسه دانشگاه و خیابان های بوی نون سوخته ی ایران تنگ شده.چقدر دلم میخواد باز تو اتوبوس بشینم و از دانشگاه بیام خونه با یه چمدون تو دستام . دلم میخواد باز برم کارگاه برق و الکترونیک بخونم.خیلی بده آدم دلش هوای چیزی رو کنه چون دلش میپره میره تو اون هوا پر پر میزنه...یه چیزی گلومو قلقلک میده یه چیزی مثل بغض ولی شیرین تر.خدا کنه دلتنگ نشی...خدا کنه!


¤ نویسنده: مریم سامی


جمعه 86/3/18 ::  ساعت 11:50 صبح

همیشه از خودم می پرسیدم چرا جغد همیشه تو کارتون ها تنهاست ؟یا چرا خفاش سر و ته می خوابه سر درد نمی گیره؟یا مثلا جیز چیه که مامان همیشه میگفت مریم نکن جیزه ؟ از خودم میپرسیدم لولو خرخره مرده یا زن؟.روی ابرا خوابیدن چه احساسی داره و یا صید ستاره ؟همیشه میخواستم ببینم اگه روحمو غافلگیر کنم و قبل اینکه بیاد از خواب بیدار شم  منو بیدار ببینه قیافش چه شکلی میشه.یا چرا همیشه دوست دارم صندلی رو از زیر مردم بکشم و به افتادن او و این کار مسخره ی خودم هر هر بخندم !.همیشه دوست داشتم بدونم چقدر دیگه بدونم دنیا رو از بر شدم ؟ یا چرا این همه جن تو دنیا هست و من یکیشم نمیبینم ؟یا تو حباب نشستن چه حسی داره؟ دوست دارم بدونم سال صفر چه گروهی بود و سرش چی اومد؟ یا چرا تشییع جنازه ی یه زندانی سیاسی اینقدر مردم رو نگران کرده ؟ملیت آریا کهن سال ترین ملیت بوده و در طول این 5000سال قدمت خودش چی کار کرده ؟یا وقتی انیشتن فرمول E=Cm رو کشف میکرد میدونست که این فرمول چقدر میتونه مفید و مخرب باشه؟ یا چرا بخاطر شهید شدن پدر ~پسرش پزشکی قبول میشه؟ یا بسیج فعال چه ربطی به کنکور و مسایل علمی داره؟همیشه کسایی که شورای شهرمون میشدن نه ریاضی خوبی داشتن و نه علوم و نه ...ولی صد البته دینی و زبان خوبی داشتن ...خوب چه ربطی داره به اداره ی شهرمون؟ همیشه دوست دارم بدونم خوب الان نقش اونایی که از کوه ها و محله ها (یا وانت میارن و به شام مرغ و پلو بهشون میدن و بعد میبرن که بهشون رای بدن ) در انتخاب و رای گیری چیه؟ یعنی کسی به این فکر نمیکنه که هر که ایلش بیش رای اش بیشتر !!!همیشه به این فکر میکنم که یه جمله (مثل =ما که میمون نیستیم که تقلید کنیم )چرا اینقدر گرون تموم میشه؟یا چرا خانم ...به خاطر حمایت آقای ...که سری قبل وکیل مجلس بوده یک شبه اینقدر پیشترفت نا حق میکنه؟ همیشه به این فکر میکنم که ما خودمون به دیگران آسفالت میدیم چرا خیابان های خودمون مثل صورت کبری پر چاله چوله  هست؟یا چرا دانمارک تو دورترین نقاطش (قله ی کوه) هم امکانات داره؟دوست دارم بدونم من که تو یه مدرسه ی متوسط شاگرد اول بودم اینقدر بی سوادم پس اونایی که مدرسه اشون وسط صحرا بر پا میشه چه جورین؟دوست داشتم بدونم چرا مدرسه ما رو شکار نمیبره یا اسکیت و شنا آموزش نمیده و چرا یادگیری زبان پولیه؟همیشه به این فکر میکنم که چرا بابای من همش باید کار کنه ولی یه قدم هم جلو نره؟و بابای فاطمه که با دمپایی تو دادگاه ها راه میرفت در عرض یه ماه خونه و ماشین بخره و 2000 متر زمین تو کرج؟یا چرا آقای ...که تو بیمه کار میکنه 7 میلیون رشوه میگیره و خرابی رو 14 میلیون میزنه و من که 12 سالمه میدونم ولی رییس بیمه نمیدونه و از خودشم نمیپرسه که چرا کارمند من هر روز پول دار تر میشه؟!!!! چرا میگن حجاب محافظ زن هست تا اون جایی که دیگه زن نباشه ؟یا مگه امنیت زن ها تو اروپا به چشم اونا چه جوریه؟

الان دارم به این فکر میکنم که چرا مدیر وب لاگ بهم نمیگه که مریم دهنتو ببند و الا از پارسی بلاگ میندازمت بیرون؟!!!!!!!!!!!!(خوب آدم که یه چیزی میده که باز پسش نمیگیره)

چطوری میشه با حقوق 70000 زندگی کرد جایی که نون 150 تومن هست؟همیشه به این فکر میکنم که چرا دختر x ماتیز زیر پاشه و من نه! یا چرا بابای من پژو داره و بابای y فرقون هم نداره؟همیشه به این فکر میکنم که چرا من تو ایران و Patric تو آمریکا به دنیا اومده؟یا چرا Brie از بر گشتن خوشحاله ولی من دوست ندارم برگردم...یا اگه برگردم کسی میاد دنبالم بپرسه اون دور نشسته بودی چی میگفتی ؟همیشه میگم چرا یه زبان نمیسازن که آسون باشه و همه ی مردم دنیا یادش بگیرن و با اون زبان فقط حرف بزنن ؟همه به یک زبان و هیچ مرز و دینی نباشه و جا برای سومالیایی ها و آفریقایی هم باشه...چطور یه اروپایی واسه بچه اش لباس نمیخره تا بتونه یه آفریقایی رو به فرزندی قبول کنه؟دوست دارم بدونم چرا Natali با یه تخم مرغ نیم پز باید اینقدر خونریزی کنه تا بعد چند سال بمیره؟؟و چرا من هر دفعه به خاطر همه ی مهربونیاش از ته دل زجه میزنم؟چرا بجای جشن در روز تولدم عزا میگیرم که یه سال پیر شدم و هنوز اجازه ی تحصیل ندارم؟یا چرا میگن ریش محاسن مرد است؟

حالا تویی که داری این پست منو میخونی !حتما داری میگی حیف از وقتم که گذاشتم رو این پست؟آره خوب اصلا چرا باید برات مهم باشه که من به چی فکر میکنم !!!می خوای صد سال سیاه به چیزی فکر نکنم نه؟OK ببخشید فقط میخواستم به روز شده باشم...به قول آقای حجر رسولی (مشغول باشید)Stjålet fra www.torbengeist.dk

 

 

 



 


¤ نویسنده: مریم سامی


یکشنبه 86/3/6 ::  ساعت 12:39 صبح

سلامبابا دمتون گرم ای ول.Monkey emoticon winking

دیگه نمیخوام بنویسم که زن ها رو به جرم بد حجابی کتک میزنن یا تو خیابون به چشم و صورت دوست من اسپری زدن و ..Varmint Shaking No.منو سنه نه؟! وقتی جلوی مردم با غیرت و نترس ایران یه عده زن رو میزنن و اونها هم دست میزنن به کمر و تماشا میکنن دیگه من این وسط چی کاره بیدم؟

تازه فیلمش رو هم میذارن که همه ی دنیا ببینن ...به نظر من یه فیلم مبتذل از آدم پخش بشه بهتر از این فیلم هست

من سرم خیلی شلوغه ..اینقدر بدبختی دارم که اگه مغازمو یه روز دیر باز کنم دیگه خسارتش جبران نمیشه

آخیش ...دلم خنک شد...همین عفریته ها هستن که مملکت رو به فساد میکشن دیگه ...فقط من میرم بهشت و اونهایی که مثل من هستن

حالا برم خودمو قاطی کنم که چی؟منم کتک بخورم؟فردا هم هزار تا اما و اگر واسه کار و دانشگاه جلو پیشرفتمو بگیره؟

اینجا مملکت اسلامی هست و باید قانون را رعایت کنن(حالا اینکه ایرانی ها کلا هیچ جای دنیا نمیتونن به سادگی برن هم حتما از شانس بدشونه)

من از سیاست خوشم نمیاد

اینها چیزی هست که همه فکر میکنیم و فقط یه عده جوون میخوان کمک کنن ولی فقط له میشن ..همین

اینجا یه عرب طرح داده که روسری ممنوع بشه و مردم (اکثرا غیر مسلمان )ریختن تو خیابون و از مسلمان ها دفاع کردن و به خاطر یه عده خارجی که هیچ نسبتی باهاشون ندارن و فقط اومدن مملکتشونو اشغال کردن کتک خوردن و زدن...به این میگن چی؟

خودمونیم همین طوری پیش بریم مردم ایران کلی معروف میشن

تو یه سخنرانی شنیدم یکی میگه _در عراق  امریکایی ها جلوی مرد هاهمسرانشان را بازدید بدنی میکنن و مرد ها را کتک میزنند و چقدر شرم آور!! وای وای_بابا اینا کجا زندگی میکنن ؟پس اینهایی که اخبار نشون میده مگه ایران نیست؟اینجا که خودی ها جلو مرد ها زن ها رو میزنن! اگه همین طوری پروانه ای فکر کنین طول عمرتون بیشتو خواهد شد..تبریک میگم(راستی کوچه ی علی چپ خوش میگذره؟)

دوست خوبم گفت..(سلام ... چه میشه کرد ؟ بادست خالی با اونهایی که مسلح هستن ؟!!)میخواستم به همه ی اونایی که این فکر رو دارن بگم که مگه وقتی انقلاب میکردیم  چیزی داشتیم؟ ...تا وقتی اینطوری فکر کنیم همین خواهد بود چون از آسمان که کسی نمیاد به مردم کمک کنه ...اینطور فکر کنین که این خانم میتونست خود شما یا خانواده ی شما باشه اون وقت چه عکس العملی نشون میدادین؟...من فقط میخوام ایران که یه موقع مهد تمدن بود و همه ی اروپا به خدمتش بود یه جهان سومی باشه و هر روز از روز قبل عقبتر بره ...

خدا کنه یه فرشته بیاد و چنگشو بنوازه ...احساس انسان بودن رو یاد همه ی جهان سومی ها بیاره

خدا کنه این طرز فکر خدا نباشه _ارشاد با کتک و زور_

خبر جالب هم براتون دارم _تو سوریه انتخابات با یک نامزد برگذار شده که امسال با این انتخاب مردم 7 سال میتونه تو پست خودش بمونه  و جالب اینجاست که پوستر هم پخش میکنه که مردم بهش رای بدن ...به این میگن ..._


¤ نویسنده: مریم سامی



خانه
مدیریت وبلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه

:: کل بازدیدها :: 
111935

:: بازدیدهای امروز :: 
17

:: بازدیدهای دیروز :: 
21


:: درباره من :: 

زر بافت

:: لینک به وبلاگ :: 

زر بافت

::آرشیو وبلاگ ::

فروردین 86
اردیبهشت86
خرداد86
تیر 86
مرداد 86

:: دوستان من ::

تقاطع
محمود

:: لوگوی دوستان من ::






::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

::موسیقی وبلاگ ::

:: اشتراک درخبرنامه ::